السيد الخميني
166
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
« فرمود حضرت صادق عليه السلام : " كسى كه عصبيت كشد ، ببندد خدا بر سر او سرپيچى از آتش " » . وعَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ - عليهما السلام - قَالَ : « لم يدخل الجنة حمية غير حمية حمزة بن عبدالمطلب ؛ وذلك حين أسلم غضبا للنبي » « 1 » . يعنى « جناب على بن الحسين - عليهما السلام - فرمود : " داخل نشده است به بهشت حميتى مگر حميت حمزة بن عبدالمطلب ؛ و آن در وقتى بود كه اسلام آورد براى غضبى كه كرد براى حمايت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله " » . و قضيهء اسلام حضرت حمزه به چند طور نقل شده است « 2 » كه از مقصد ما خارج است . بالجمله ، معلوم است كه ايمان ، كه عبارت است از نور الهى و از خلعتهاى غيبيهء ذات مقدس حق جلّ و علاست بر بندگان خاص و مخلصان درگاه و مخصوصان محفل انس ، منافات دارد با چنين خُلقى كه حق و حقيقت را پايمال كند و راستى و درستى را زير پاى جهل و نادانى نهد . البته آيينهء قلب اگر به زنگار خودخواهى و خويشاوندپرستى و عصبيت بىموقع جاهليت محجوب شود ، در او جلوهء نور ايمان نشود و خلوتگاه خاص ذوالجلال تعالى نشود . قلب كسى مورد تجليات نور ايمان و معرفت گردد و گردن كسى بستهء حبل متين و عروهء وثيق ايمان و گروگان حقايق و معارف است كه پايبند قواعد دينيه و ذمهء او رهين قوانين عقليه باشد ، و متحرك به تحريك عقل و شرع گردد و هيچيك از عادات و اخلاق و مأنوسات وجود او را نلرزاند و مايل از راه مستقيم نكند . وقتى انسان دعوى اسلام و ايمان مىتواند نمايد كه تسليم حقايق و خاضع براى آنها باشد و مقاصد خود را هرچه بزرگ است فانى در مقاصد ولىّنعمت خود كند و خود و ارادهء خود را فداى ارادهء مولاى حقيقى كند . البته چنين
--> ( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 308 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب العصبية » ، حديث 5 . ( 2 ) - ر . ك : إعلام الورى ، ص 58 ؛ مرآة العقول ، ج 10 ، ص 176 ، ذيل حديث 5 ؛ بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 285 ؛ السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 312 ؛ اسد الغابة ، ج 2 ، ص 51 .